X
تبلیغات
فتنه و ریزش ها

فتنه و ریزش ها
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

علت آموزش علم صرف:

علم صرف را بیاموزیم تا : ۱.کلمات را بشناسی ۲.به معانی

آنها پی ببریم ۳.برای معنایی که مورد نظر ماست آن گونه که در زبان عربی

رایج است کلمه مناسب بسازیم.


تعریف کلمه و اعراب و تنوین:

در هر زبانی مفاهیم را با جملات بیان

می کنند و جمله از چند کلمه که به یکدیگر نسبت داده شده اند و بین آنها

ارتباط خاصی دارد ساخته می شود . کلمه نیز مجموعه ای از حروف است

. حروف هجاء یا الفبا در زبان عربی 29 حرف است که عبارتند از : « همزه

– الف – ب – ت – ث – ج – ح – خ – د – ذ – ر – ز – س – ش – ص – ض

– ط – ظ – ع– غ – ف – ق – ک – ل – م – ن – ه – و – ی » . الفبای

عربی تقریبا همان الفبایی است کهر فارسی بکار می رود با این تفاوت که

چهار حرف « پ– چ – ژ – گ » در زبان عربی وجود ندارد . حروف شمسی

و قمری 14حرف ( ت – ث – د – ذ – س – ش – ص – ض – ط – ظ – ن ) را

حروف شمسی می گویند . اسمایی که با حروف شمسی شروع می

شوند هر گاه ال بر سر آنها وارد شود لام خوانده نمی شود و حروف

شمسی تشدید میگیرد . مانند : الشَّجَرَه خوانده می شود یا مانند اَلسَّماء

که اَسسَماء خوانده می شود . و 14 حرف ( همزه – ب – ج – ح – خ – ع –

غ – ف – ق – ک – م – و – هـ – ی ) حروف قمری هستند . اسمهایی که

با حروف قمری شروع می شود هر گاه ال بر سر آنها قرار گیرد « لام »

تلفظ می شود مانند : ( اَلاَرض – اَلهلال – اَلقَمَر ) از بین حروف هجاء یا

الفبای عربی الف نه قمری است و نه شمسی زیرا هیچ کلمه ای با الف

شروع نمی شود . بنابراین شناسایی و تمرین قرائت ال با کلمات شمسی

و قمری جهت قرائت متون عربی دارای اهمیت بسیار می باشد . فرق بین

همزه و الف 1.همزه حرکات سه گانه و سکون را می پذیرد اما الف همشه

ساکن است ، مانند : إِبراهیم – أُکتُب – اَکرَم َ – اَلشَّی ء همزه د ابتدا ،

وسط و آخر قرار می گیرد مانند : « أَذهَبُ – سَأَلَ – قَرَأَ » اما الف در ابتدای

کلمه قرار نمی گیرد . حرکات و سکون حروف هجاء یا الف در بان عربی به

کمک حرکات خوانده می شود . به علامتهای  َ  ِ    ُ  حرکت گفته می شود

که به علامات فتحه ، کسره و ضمه معروفند . حرفی که فتحه داشته باشد

مفتوح ، حرفی که کسره داشته باشد مکسور و حرفی که ضمه داشته

باشد مضموم نام دارد . حرفی که حرکت ندارد را ساکن و علامت آن سکون

نام دارد . تنوین تنوین علامتی است که در آخر بعضی از کلمات عربی به

کار می رود و باید به هنگام تلفظ نون ساکن به آخر آن اضافه شود . تنوین

بر سه قسم است : الف ) تنوین رفع ( ٌ ) مانند کتابٌ ، شجرةٌ که به ترتیب

( کتابُن ) و ( شجرتُن ) خوانده می شود . ب ) تنوین جر (ٍ ) مانند کتابٍ ،

شجرةٍ که به ترتیب ( کتابَن ) و ( شجرتَن ) خوانده می شود . ج ) تنوین

نصب ( ً ) مانند کتاباً ، شجرةً که به ترتیب ( کتابَن ) و ( شجرتَن ) خوانده

می شود . توجه به آخر اسمهایی که تنوین نصب می گیرند الف افزوده

می شود مانند : کتاباً ، قلماً ، معلّماً ، تلمیذاً البته اسمهایی که به ( ة ) یا

( اء ) ختم شوند در این صوت به الف نیازی نیست مانند : شجر ةً ، عالمـﺔً

و مساءً.


اقسام کلمه:

 کلمه کلمه در زبان عربی بر 3 قسم است 1.اسم؛ 2.فعل؛ 3.حرف؛تعریف اسم:به کلمه ای می گویند که بر جانداران ، اشیاء ، مفاهیم عقلی و ذهنی دلالت کند یا به کلمه ای می گویند که معنای مستقلی دارد بدون آنکه بر زمان دلالت کند مثل چی ؟ الفرس ، الشّجر ، سعید ، العلم ، الاجتهاد.

تعریف فعل: کلمه ای که بر انجام گرفتن کاری و یا روی دادن حالتی در زمان

گذشته ،حال و یا آینده دلالت کند یا به عبارت دیگر کلمه ای که بر معنای

مستقلی دلالت می کند و مقرون به یکی از زمانهای گذشته ، حال یا آینده

است مثل : کَتَبَ ، یَکتُبُ ، اَکتُب.

تعریف حرف: به کلمه ای که نه فعل است و نه اسم و فقط رابط بین این

دوست حرف می گویند مثل:سَ ، مِن ، اِلی ، عَلَی ، فی ، أَ ، یا.


توضیح فعل:

مهمترین علامت فعل ساختار آن است که حتما توضیح خواهم داد اما هر

کلمه ای که قبل از آن « قَد ، لَم ، سوف ، سَـ» قرار بگیرد حتما فعل است

مثل : قد کَتَبَ ، لَم یَکتُب ، سوف یَرجِع ُ ، سَیَذهَبُ. فعل به اعتبار زمان

انجام گرفتن بر سه قسم است : 1.ماضی ( دلالت بر گذشته ) 2.مضارع ( دلالت بر حال و آینده ) 3.امر ( دلالت بر آینده )

1)ماضی چیست ؟ فعلی که انجام گرفتن کاری یا روی دادن حالتی را در

گذشته بیان کند مانند : کَتَبَ ( نوشت ) حَفِظَ ( به خاطر سپرد ) حَسُنَ (

نیکو شد )

روش ساختن فعل ماضی: اولین صیغه فعل ماضی ثلاثی مجرد از مصدر

گرفته می شود و برای ساختن آن حروف زائد( اگر مصدر حروف زائد داشته

باشه) حذف می کنیم و سه حرف اصلی باقیمانده بدست می آید سپس

فاء الفعل و لام الفعل را مفتوح می کنیم ، توجه داشته باشید عین الفعل

گاهی مفتوح گاهی مجرور و گاهی مضموم می شود چون حرکت آن قاعده

و قانون خاصی ندارد و فقط با مراجعه به کتاب لغت یا اهل زبان حرکت آن

مشخص می شود . اولین صیغه ثلاثی مجرد بر سه وزن فَعَلَ – فَعِلَ – فَعُلَ

است به مثال توجه کنید : 1.الکتابـة مصدر است سه حرف اصلی آن ( ک

ت ب ) می باشد و اولین صیغه فعل ماضی آن کَتَبَ می شود . 2.الرُکوب

مصدر است و سه حرف اصلی آن ( ر ک ب ) و اولین صیغه فعل ماضی آن

رَکِبَ است . 3.الحُسن باز هم مصدر است و سه حرف اصلی آن (ح س ن)

پس اولین صیغه فعل ماضی آن حَسُنَ می باشد . خوب حالا رسیدیم به

صیغه های فعل حتما می دونید که فاعل یک فعل یا غائب است یا مخاطب

و یا متکلم.

1.غائب کسی است که در مورد آن گفتگو می شود.

2.مخاطب کسی است که با او سخن می گوییم یا همان شنونده.

3.متکلم هم کسی است که سخن می گوید یا همان گوینده. 

نکته خیلی مهم که مشکل اغلب زبان آموزان ایرانی میباشد: در باب غائب

لازم نیست کسی که در مورد آن گفتگو می کنیم حضور نداشته باشد بلکه

ممکن است حضور داشته اما مورد خطاب ما نباشد .

هر یک از غائب یا مخاطب بر مذکر یا مونث دلالت می کند و مذکر یا مونث

نیز یا مفرد است یا مثنی و یا جمع بنابراین فعل غائب 6 صیغه و فعل

مخاطب نیز 6 صیغه دارد اما فعل متکلم دو صیغه دارد چون گوینده یا یک نفر

است که آن را متکلم وحده گویند و یا چند نفر است که آن را متکلم مع

الغیر می گویند و فعل متکلم نیز برای مذکر و مونث یکسان است.

چند نکته مهم:1.فعل متکلم به مانند زبان فارسی برای مذکر و مونث

یکسان به کار می رود.

2.لام الفعل کلیه فعل های ماضی از صیغه ششم ( جمع مونث غائب ) به

بعد ساکن می شود.

روش ساختن فعل مضارع در ثلاثی مجرد:

از فعل ماضی ساخته می شه بدین شکل که ابتدا یک یاء مفتوح (یـَ ) بر

سر فعل ماضی می آوریم بعد فاء الفعل را ساکن می کنیم و لام الفعل را

مضموم می سازیم اما حرکت عین الفعل سماعی است و بعضی اوقات

مفتوح ، گاه مکسور و گاه مضموم می آید برای تعیین حرکت عین الفع لاز

کتاب لغت استفاده می شود . پس فعل مضارع از مصدر کتابَه همراه با

ترجمه و مطابقت آن با فعل مضارع در زبان فارسی بدین صورت است .


مفرد مذکر غائب:یَکتُبُ. می نویسد      ؛   مفرد مونث غائب:تَکتُبُ. می نویسد

مثنی مذکر غائب:یَکتُبانِ. می نویسند   ؛   مثنی مونث غائب:تَکتُبانِ. می نویسند 

جمع مذکر غائب:یَکتُبونَ. می نویسند    ؛  جمع مونث غائب:یَکتُبنَ. می نویسند

مفردمذکر مخاطب:تَکتُبُ.می نویسی    ؛  مفردمونث مخاطب:تَکتُبِینَ. می نویسی

مثنی مذکر مخاطب:تَکتُبانِ.می نویسید ؛  مثنی مونث مخاطب:تَکتُبانِ. می نویسید

جمع مذکر مخاطب: تَکتُبونَ.می نویسید ؛ جمع مونث مخاطب:تَکتُبنَ. می نویسید   

       متکلم وحده : اَکتُبُ . می نویسیم ؛ متکلم مع الغیر: نَکتُبُ. می نویسم   



ادامه مطالب رو هم براتون میزارم در صورتی که نظر بدین.
تـــــــــــــــشــــــــــــــــــکر

موضوعات مرتبط: قواعد صرف و نحو
[ جمعه یکم دی 1391 ] [ 13:15 ] [ علیرضا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

فتنه در ایران مساوی است با خاتمی و خاتمی مساوی است با فتنه.
این شخص حتی به معاون اول خود هم رحم نکرد و او را هم فریب داد مثل موسوی و غیره
چه رسد به ....