المومن کیس!!!!!

سلام آقای وزیر:

آیا دیگر بس نیست؟؟؟

آیا زمان پایان یافتن وقت این همه خفت و حقارت نرسیده؟؟

شما که نماد جمهوری اسلامی ایران هستید ولی ظاهر و محاسن شما هیچ بویی از اسلام نبرده است.

مردم ایران خسته شدن از این همه بی حرمتی، آن از توافق نامه که اصلا نمیشود  گفت توافق نامه. راستی گفتم توافق نامه چه خبر از الحاقیه توافق نامه که شما صداش رو در نیاوردید.

بعد هم جلوگیری دولت کفر از حضور ایران در مذاکرات سوریه.

نمیدانم اون همه زرنگی و سر زبونی که می گفتید دارید کجاست پس؟؟ آقای بی ظریف گول خوردی آقا گول خوردی حواست نیست مذاکرات کوچه بن بست رو هم رد کرد....

بس است  آقای وزیر این همه خیانت  بس است، مردم غیور ایران خسته شدن از این همه سر شکستگی.

نمیدانم جواب خون شهدا را چگونه میدهید؟؟

نجفی بدون علی

واقعا در عجبم از این همه تدبیر و امید!!!!

آقای نجفی تنها منبع در آمد هتل ها از فروش مشروبات است ؟؟

شما در سفر های خارجی که می روید فقط مشروب سفارش میدین؟؟!!

واقعا متاسفم برای شما که در لباس مسول نظام اسلامی در برنامه زنده ای که این همه مخاطب دارد این گونه صحبت میکنید.

این همه کوتاه فکری برای این سمت جای تعجب دارد.

آقای نجفی شما هر عملی رو که با همسر و دخترتون انجام می دهید رو رسانه ای نکید شاید اشتباهی چیزهای دیگر زندگی خصوصیتون رو گفتید...

شما که دم از مسلمون بودن میزنید این را هم بدانید با دین اسلام نمی شود مقابله کرد.

شبکه های اجتماعی

آیا facebook و باقی شبکه های اجتماعی در راه قانونی شدن هستند؟؟!!

چند وقتی است که با روی کار آمدن دولت جدید ؛ رفت و آمد مردم هم در facebook به برکت حضور دولتی ها بیشتر و چشمگیر تر شده است.

حال چند صباحی است که خبرهایی شنیدم از رفع فیلتر شدن این شبکه به جز قسمت های ناهنجار آن که با توجه به وارد کردن سیستم های جدید این امکان وجود دارد که نه کل سایت بلکه فقط قسمت های خاصی از آن سایت فیلتر و بسته شود.

همچنین در شهر های همچون مشهد و اهواز این سایت رفع فیلتر شده و کاربران آن به راحتی هر چه تمام و بدون VPN می توانند از آن استفاده کنند.


facebook

نمیدانم حد و مرز قانون رعایت می شود یا نه؟

اگر فیلتر کردن و بستن سایتی بر طبق قوانین است پس پیروی کردن از آن قانون هم ضروری است.

حال کسی که خود نماینده قانون و وزیر این مملکت است چگونه ضد قانون و ضد هنجار عمل میکند؟؟!!

آقای وزیر این کار شما غیر قانونی است.

این دیپلماسی اسلامی و ایرانی نیست  این دیپلماسی عمومی نیست.

این مصداق بارز پوپولیست است....

فتنه

من دیروز فهمیدم که چرا مجلس ایران قبل از انقلاب به توپ بسته شد...

زمانی فهمیدم که علی آقای لاریجانی داشت اسامی رو قرائت میکرد؛ واقعا این مجلس را هم به توپ باید بست ؛ واقعا جای تاسف دارد.

مجلس 92 با رای اعتمادهایی که داد در واقع به فتنه 88 آری بزرگی گفت و مهر تایید بر تمامی اتفاقات فتنه زد.

آن سه وزیر پیشنهادی هم که رای نیاورند بنده خداها در فتنه نقشی نداشتند وگرنه حتما رای می آوردند.




بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی در مجلس شورای اسلامی با حاشیه‌هایی همراه بود. مهم‌ترین این اتفاقات در بررسی صلاحیت دکتر محمدعلی نجفی برای وزارت آموزش و پرورش رخ داد و دکتر زاکانی اعلام کرد که وزیر پیشنهادی در کمیسیون اعلام کرده است که به فتنه اعتقادی ندارد.

اما این تنها یک بعد ماجراست. فعالیت‌های آقای نجفی در زمان فتنه بیش از این‌ها بوده است. برخی از خانواده‌های کشته‌شدگان فتنه ۸۸ گفته بودند که آقای نجفی در آن زمان با هدف تطهیر فتنه‌گران و انداختن تقصیر به گردن رهبری این دیدارها را انجام می‌داده است.

پدر شهید محمدحسین فیض فرزند جوانش را از دست داده است و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. او خود از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بوده است، دو برادرش شهید شده اند و یکی از آنها جانباز است؛ از توطئه بزرگ دشمن و این‌که اجازه‌ی سوء استفاده‌ی آن‌ها از خون فرزندش را نداده، صحبت کرد. آرزویش این بوده کاش فرزندش در جبهه جنگ با اسرائیل و آمریکا شهید می‌شد، نه در خیابان‌های تهران…

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000305/nf00305825-1.jpg
خانواده محمدحسین فیض

می خواستند تقصیرات را گردن رهبری بیندازند

وی در سال ۸۹ در گفتگو با تریبون مستضعفین گفته بود: خانم ابتکار و آقای مسجد جامعی و نجفی آمده بودند. من تعجب کردم، آمده بودند تقصیر را بیندازند گردن رهبری! به کنایه می گفتند که ما تعجب می‌کنیم چرا «آقا» با این ها برخورد نمی‌کند! هم ایشان را مقصر می‌دانستند و هم دولت را. در اصل آمده بودند که این را بگویند. بعد می‌گفتند که این حوادث تقصیر ما نیست و ربطی به میر حسین موسوی هم ندارد!

خانم ابتکار و آقایان مسجد جامعی و نجفی متوجه شدند که از ما چیزی دستگیرشان نمی‌شود

برادر آن مرحوم نیز درباره این دیدار گفته بود: یکی از دلایلی که خیلی سراغ خانواده ما نیامده‌اند بعد از این‌که خانم ابتکار و آقای مسجد جامعی و نجفی متوجه شدند که از ما چیزی دستگیرشان نمی‌شود، چون در آن جلسه خانم ایشان (همسر آن مرحوم) هم بودند که صحبت کردیم. ایشان صحبت کرد، پدرم هم صحبت کردند، شوهر عمه‌ام که جانباز هستند هم حضور داشت. این‌ها متوجه شدند که فایده ندارد. گفتند اگر کاری دارید در خدمت شما هستیم در شهرداری و … شماره‌ای دادند که تماس گرفتیم و دیگر خبری نبود.

ضرورت شفافیت درباره نقش دکتر نجفی در فتنه

در حالی که نمایندگان دولت اعلام کرده‌اند وزرای پیشنهادی دولت در دوران فتنه نقشی نداشته‌اند و بعد از نماز جمعه رهبری از کنار سران فتنه کنار رفته‌اند، اما برخی گزاره‌های تاریخی خلاف این را می‌گوید. به نظر می‌رسد نمایندگان مجلس با کسانی که در آن دوره علیه نظام و رهبری فعالیت کرده یا سخن گفته‌اند بررسی جدی‌تری بکنند و به نمایندگی از مردم، رای اعتماد به کسانی که رای مردم را قبول ندارند، ندهند.

مدرس کجاست؟؟؟

آقای رییس مجلس حواستان باشد فقط گفتار کافی نیست فرق است

بین عمل و گفتار

شما که تقارن روز تحلیف را با سالروز مشروطه به فال نیک گرفتید یادتان نرود که شهید مدرس چه کرد و شما در روز تحلیف فقط از مصدق نام بردید.

آقای رییس و نمایندگان محترم مجلس ما امروز به شجاعت مدرس نیاز داریم.


رسول اکرم صلی الله علیه و آله:


لا تَكرِهُوا الفِتنَهَ فِي آخِرالزَّمانِ فَاِنَّها تُبيرُ المُنافِقِين؛


از فتنه و آزمايش در آخرالزمان نگران نباشيد چرا كه موجب نابودی منافقان خواهد شد.


یا عین الله الناظره...

سلام آقای رییس جمهور اعتدال گرا

با عرض تشکر از شما که دیروز در مراسم تنفیذ خود در کنار مقام معظم رهبری به بیان معنای اعتدال گری پرداختید؛

و ما امروز در مراسم تحلیف شما معنای واقعی و اصلی اعتدال را متوجه شدیم.

من از شما که انقد دم از اعتدال میزدید سوال دارم  آقای عباد و آخوندی را شما در کجای معنای اعتدال جای میدهید؟

آیا آقای آخوندی نماینده فتنه در دیدار مقام معظم رهبری نبودند که قائل به تقلب در انتخابات شدن؟

آیا این مراد امت وسط در قرآن هست؟

خجالت زده حضرت امیرالمونین و شهدا نشوید...

آنقدر ها هم که گفتید سنگین نیست آقای رییس جمهور.

عمار علی

ابتدا چند تا نکته بگم اول اینکه نه نتها در مسائل تاریخی بلکه در تمام مسائل کسی که تخصصی ندارد در خصوص آن مسئله حق ندارد و نباید اظهار نظر کند و تفسیر به رای انجام دهد.

" مَن فسَّر القران برأیه فلیتبوء مقعده من النار"

دوما اینکه در مسائل تاریخی خیلی دقیق نمی توان گفت که حتما و به صورت یقینی این اتفاق افتاده است و اینهم دلائل مختلفی دارد که اینجا مجال آن نمی باشد مثلا در تاریخ حادثه ای عظیم تر از ماجرای کربلا نداریم ولی چقد اختلاف قول وجود دارد.


" شهادت عمار یاسر"


عمّار ياسر در جنگ صفين، مبارزات زيادى به عمل آورد و به سپاه معاويه مى‏ گفت: ولوددتُ أنّكم خلق واحد فذبحتكم؛

به خدا سوگند دوست داشتم كه شما همه يك خلق بوديد و تمامى شما را ذبح مى‏ كردم!

سرانجام در يك عمليات بزرگ، سپاهيان امام على(ع) ضربه‏ هاى سهمگين و مهمى بر سپاه معاويه وارد و شيرازه صفوف لشكريان شامى را در هم ريختند.

در معركه جنگ، از دو طرف، زنانى بودند كه پرستارى زخميان و مددرسانى رزمندگان را بر عهده داشتند. در اين ميان ،يكى از پرستاران به عمّار رسيد و از وى پرسيد: آيا چيزى مى‏ خواهيد؟

عمّار كه بسيار تشنه بود، از وى تقاضاى آب كرد.

زن پرستار، مقدارى شير براى عمّار آورد. عمّار هنگامى كه شير را مى‏ نوشيد، مى‏ گفت: بهشت در زير گام‏ هاى پيران است. امروز دوستان خود را ملاقات مى‏ كنم. امروز حضرت محمد(ص) را ديدار مى‏ نمايم. به خدا سوگند، اگر دشمنانمان آن قدر بر ما شمشير مى‏ زدند كه ما را به حد ناتوانى مى‏ رساندند، باز هم يقين داشتيم كه ما بر حقيم و آنان بر باطل.

پس از نوشيدن شير، دوباره به رزم بى‏ امانش ادامه داد و صفوف دشمن را از هم گسست و بسيارى از آن سياه بختان را به خاك مذلت انداخت. ولى در گرماگرم نبرد، فردى به نام ابوعاديه، از سپاهيان دشمن، بدن عمّار را نشانه گرفت و نيزه‏ اى بر او فرود آورد و فرمانده عالى مقام حضرت على(ع) را از زين به زمين انداخت. فردى ديگر از سپاه دشمن به نام ابن‏ جون، سرش را از بدن جدا كرد.

اين دو نفر، در حالى كه سر بريده عمّار را به نزد معاويه بردند، از او تقاضاى پاداش و جايزه كردند و هر كدام از آن دو تلاش مى‏ كرد كه ثابت كند، او عمّار را كشته است و در اين باره به نزاع برخاسته بودند.

عبدالله‏ بن ‏عمرو بن ‏عاص كه در نزد معاويه بود و آن دو را مشاهده مى‏ كرد، گفت: درباره سر عمّار شتاب‏زدگى نكنيد و به آن خوشحال نباشيد. زيرا از پيامبر(ص) شنيدم كه مى‏ فرمود: عمّار را گروه سركشان و ستم‏كاران مى ‏كشند. معاويه كه سخنان وى را شنيد، بسيار ناراحت و خشمگين شد و به عمرو بن ‏عاص گفت: آيا نمى‏ شود اين ديوانه ها را از پيش چشمان ما دور كنى!

سپس به عبدالله‏ بن ‏عمرو بن ‏عاص گفت: تو به جاى اين حرف‏ ها، چرا جنگ نمى‏ كنى؟

عبدالله گفت: پيامبر(صروزى مرا امر به فرمانبردارى از پدرم كرد. من نيز به خاطر فرمان پيامبر(ص) از پدرم اطاعت مى‏ كنم و به اصرار او به اين نبرد آمده ‏ام و با شما هستم ولى با كسى مبارزه نمى‏ كنم.

هم چنين، پيش از شهادت عمّار، بارها عمرو بن ‏عاص گفته بود كه رسول خدا(ص) فرمود: عمّار را گروه ستم‏كاران مى‏ كشند.

از وى پرسيدند: پس چرا او با ما مى‏ جنگد؟ آيا ما ستم ‏كاريم؟

عمرو بن ‏عاص براى فريب آنان گفت: نه، بلكه عمّار سرانجام به ما خواهد پيوست و به دست ياران على(ع) كشته خواهد شد.

شهادت عمّار، ضربه سهمگين و تزلزل آورى بر سپاهيان معاويه وارد كرد و بسيارى از آنان را به ترديد و دودلى انداخت. ولى معاويه براى سرپوش گذاشتن بر اين فضاحت آشكار، در ميان سپاهيان خود شايع كرد كه عمّار را على(ع)  كشت. زيرا عمّار به دستور على(ع) به جنگ شاميان آمد و به دست شاميان كشته شده است. پس قاتل او، على(ع) است!

ادعاى واهى و بى‏ ارزش معاويه، شايد برخى از دودلان شامى را ساكت مى‏ كرد و تسكينى بر التيام آنان بود، ولى در ياران امام على(ع) تأثيرى نداشت. بلكه موجب تقويت ايمان و تثبيت بيشتر اعتقادات آنان گرديد.

عمّارياسر به هنگام شهادت، 91 سال، و به روايتى 93 سال و به روايتى ديگر 94 سال از عمرش گذشته بود.

علاوه بر ابوالعاديه، افراد ديگرى نيز به عنوان قاتل عمّار، در منابع تاريخى بيان شده‏ اند، مانند: عقبة بن‏ عامر جهنى، عمرو بن ‏حارث‏ خولانى، شريك‏ بن‏ سلمه‏ مرادى و ابوحراء سكسكى.


پس از فروكش كردن جنگ، حضرت على(ع) بدن عمّار و هاشم‏ مرقال را كه در يك نبرد به شهادت رسيده بودند، در كنار هم قرار داد و بر آنان نماز گزارد و در همان جا دفن نمود. آن حضرت در غم از دست دادن عمّار، بسيار ناراحت بود و مى‏ فرمود: هر كس از وفات عمّار، دلتنگ نشود، او را از مسلمانى نصيبى نباشد.


"این نکته را هم بگم که تاریخ همواره در حال تکرار


است"



مراقب باشید                                  مراقب باشید




أشکو إلی الله

من شکایت دارم...


از آن ها که نمی فهمند چادر مشکی یادگار مادرم زهراست
.

از آن ها که به سخره می گیرند قـداسـتِ حجابِ مادرم را ؛


چـــــرا نمی فهمی؟


این تکه پارچه ی مشکی، از هر جنسی که باشد


حـــُرمــت دارد !

علی مع الحق والحق و مع العلی

قضاوت حق با شما....

350 هزار تا جای شک و شبه است ؟؟؟؟ 

یا 11 ملیون......؟؟؟؟

بنده نه طرفدار آقای احمدی نژاد و نه طرفدار حجۀ الاسلام و المسلمین روحانی هستم 

فقط به عنوان کسی هستم که نمیتوانند ببیند در سال 88 چه ظلم هایی به این مردم روا شد و جه خون هایی که به نا حق ریخته شد....



مع الأسف....


اسعد الله انتخابکم


شنبه شب 25 خرداد 92 پس اعلام پیروزی دکتر حسن روحانی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، عده زیادی در شهرهای مختلف به خیابان‌ها ریختند و به جشن و شادمانی پرداختند. حتی در برخی از شهرها ستادهای آقای رو حانی اقدام به توزیع دامن و پیراهن و شال بارنگ بنفش، بین مراجعان کردند.

البته همه این‌ها فی نفسه هیچ اشکالی ندارد و آنها حق دارند از پیروزی نامزدشان شاد باشد و پای کوبی هم بکنند. اما خودِ این جریان در 4سال پیش با شادی مردم پس از حضور 40ملیونی -که بعید است تکرار شود- و با رای 24ملیونی فرد منتخب چه برخوردی کردند؟ 4سال قبل نیز مردم به خیابان‌ها آمدند تا پیروزی کاندیدای خود را جشن بگیریند، اما همه جا آتش بود و دود و حتاکی، فحاشی و پرکردن لنز دوربینهای بی بی سی و سی ان ان. آن روز به ناحق، شادی رأی آوردن کاندیدای مردم را به زهر تبدیل کردند و آن حماسه عظیم را انکار کردند.

در عرصه رقابت هم رقیبان ناجوانمردانه نه تنها تبریک نگفتند بلکه دروغ آشکاری ساختند که منتخب ملت آن‌ها خس و خاشاک نامیده است. در حالیکه نوار آن هنوز هم موجود است او پیروزی را از آن 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات دانسته بود.

آن‌ها کشته سازی کردند مجالس ختم دروغین گرفتند. کسی که با مادرش قهر کرده بود و چند روزی در منزل نبود را دزدیده شده و کشته شده و مثله شده نامیدند! و هم چنین کسی که در خارج از ایران اقامت داشت را کشته شده اعلام کردند و ... اما امروز رقبا به منتخب ملت تبریک گفتند. طرفداران آن‌ها نیز در شادی آنها شریک شدند.

آن روز حماسه مردم تقلب نامیده شد، در حالیکه از نظر سازو کار هیچ تفاوتی با حماسه 24 خرداد نداشت تنها تفاوت این بود که برخی اشخاص و اطرافیان آن‌ها زیر سوال رفتند که بعدها هم معلوم شد غیر واقع نبوده است و اکنون نیز تحت تعقیب قضایی‌اند. اما امروز همه، با طرف پیروز همراه شده‌اند و نه تنها فرصت شادی کردن را از آن‌ها نمی‌گیرند؛ بلکه همدل و همراهند.

به راستی اگر اکنون نامزدهای بازنده اعلام کنند چون پیروز نشده‌اند پس تقلب شده است! و چون فرزند مشهدند مگر ممکن است پیروز نشده باشند! به آقایان چه حالی دست خواهد داد؟ اگر این‌ها نیز طرفدارانشان را به تجمع فرا بخوانند و هر روز آتش سوزی راه بیندازند؛ تهمت بزنند و دروغ بگویند؛ ساختمان‌های عمومی را در محاصره بگیرند و شهد پیروزی را بر کام افراد تلخ کنند... اما هیهات هیهات که باور مندان به نظام اسلامی چنین کاری کنند. امید اینکه آنان که آنروز آن ظلم ماندگار را کردند به خصوص نخبگان قوم که امروز این انتخابات را سالم‌ترین می‌خوانند -که به حق هم هست- در خلوت خود لختی به ظلمی که بر مردم و نظام کرده‌اند بیاندیشند به خون‌هایی که به ناخق ریخته شد. فکر کنند و از خدا طلب مغفرت کنند.

موسوی و کروبی را آزاد کنید!

موسوی و کروبی را آزاد کنید!

اکنون زمان برگزاری دادگاه است. برگزاری دادگاهی که در آن کسانی که چهار سال پیش بزرگ‌ ترین ظلم را در حق نظام کردند محاکمه شوند. اکنون زمان برگزاری نماینده‌ی کسانی‌ است که به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأی‌ گیری تهمتِ  تقلب، آن هم تقلبِ  ۱۱ میلیونی زدند و امروز طرفداران آن دو به همین دولت و به همین مدیران برگزاری انتخابات و به همین نظام رأی‌ گیری چون نامزدشان رأ‌ی آورده است هیچ شبهه‌ ای وارد نمی‌دانند.
 
میرحسین و کروبی را آزاد کنید و به محکمه بسپارید شان تا حال که همین حکومت با همین نظام رأی‌ گیری بار دیگر در آزمون امانت‌ داری شرکت کرد و چون گذشته سربلند بیرون آمد بتواند حق مردمی را بگیرد که در فتنه‌ی هشتاد و هشت به سبب توهم و قانون‌ گریزی عده‌ای سختی و مصیبت دیدند و کشیدند و آبروی وطن خود را یوسف بازارها دیدند، بستاند.
 
اکنون که طرفداران و علم‌ داران فتنه‌ ی هشتاد و هشت نتوانستند  به بهانه‌ های واهی و تقلب‌ خیزی نظام رأی‌ گیری در ایران در این انتخابات شرکت نکنند و خود مهر تایید بر نظام انتخاباتی زدند که امکان تقلب در آن بسیار پایین است، فرصت دادستان است که حق مردم از آب به آسیاب دشمن‌ریز‌ها بگیرد.
برگرفته از سایت رجا نیوز